دست نوشته های موژان تقوی
نوشته های من فرزندان من هستند پس فرزندان من را تصاحب نکنید!
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

به یاد مادرش که سالیان سال پیش او را تنها گذاشت و به آن دنیا رفت هر سال گل می‌کارد. آن هم گل لاله، نه از این گل‌های رزی که در هر جای و مکانی یافت می‌شود.

برای زنده نگه‌داشتن یاد مادرش غذا خیرات نمی‌کند، هر سال سالگرد نمی‌گیرد. به جای آن راستای یک خیابان عمومی را گل می‌کارد. گل می‌کارد و مهربانی و زیبایی را برای گرامی داشت یاد مادرش خیرات می‌کند.

خیرات که حتما نباید فردی که در ظاهر نیازمند به نظر می‌آید را کمک کند

خیرات این فرد چشمان نیازمند به زیبایی و دیدن رنگ‌ها و استشمام بوی گل‌ها را سیراب می‌کند.

گل خیرات می‌کند تا چشمانی که در این دنیا ناپاکی‌ها و زشتی‌ها را دیده است، از زیبایی‌ها هم سهمی ببرد.

گل خیرات می‌کند تا افرادی که تنها بوی تنهایی و ناعدالتی را بوییده‌اند، عطر دوستی و مهربانی را در کنار مردم و گل‌ها استشمام کنند.

گل خیرات می‌کند تا نشان دهد در این دنیای آدم‌ها می‌توانند گوشه‌ی دنجی برای خود با گل‌ها درست کنند و با آنها خلوت کنند.

گل خیرات می‌کند تا بگوید خیرات و نشان دادن به یاد عزیزان بودن تنها نباید آن چیزی باشد که عرف جامعه است. خالق ایده دلت باش و آن را به نمایش بگذار.

نمی‌توان بر او خرده گرفت که چرا به مستضعفان این هزینه را اهدا نکرده است. با دیده دل ببینید نه با دیده چشم.

او با دیده دل خیرات کرده است. با دیده دل خیرات او را بپذیرید.

 

پ.ن: دکتری در خیابان زرافشان شمالی سه سال پیاپی سال اول به تعداد ده هزار، سال دوم به تعداد بیست هزار و امسال به تعداد سی هزار گل لاله در این راستای با کسب اجازه از شهرداری در پیاده‌رو برای گرامی داشت یاد مادرش که به گل علاقه بسیاری داشت کاشته است.

 


1395/01/20

 








نوع مطلب : روز نوشت ها، 
برچسب ها : گل لاله، به یاد مادر، خیابان زرافشان، موژان تقوی،
ارسال شده در: 20 فروردین 95 :: توسط : موژان تقوی


 
درباره وبلاگ
دختری هستم که ۲۱ فرودین ماه ۱۳۷۴پا به این دنیا گذاشتم. از دوران مدرسه گه‌گاهی برای دل خودم دست به قلم می‌شدم اما در دوران دبیرستان نوشتن را کمی جدی تر گرفتم. تا اینکه در سال ۱۳۹۴ در گفت‌و‌گویی با رفیق‌جان تصمیم گرفتیم در مسابقه‌ای که وبلاگ میهن بلاگ به نام ماشین زمان برگزار کرد شرکت کنیم. در آن جز نفرات برگزیده شدم. آن نوشته‌ام در مجله چلچراغ به چاپ رسیده است. برگزیده شدنم باعث شد عزمم را برای ادامه‌دادن این راه جزم کنم.
در سال بعدش که ۱۳۹۵ باشد در مسابقه کتابخوانی مجازی جز نفرات برگزیده شدم و ۳ تا از نوشته‌هایم در کتاب شعر سال بابان ۲ توسط انتشارات بابان به چاپ رسید.
در سال ۱۳۹۶ نیز ۴ اثر دیگر من گواهی ثبت اثر گرفت و در کتاب شعر سال بابان 3 نیز به چاپ رسید.
معرفی کتاب، برشی از متن کتاب و داستانک را در وبلاگ یی به آدرس www.fly74.mihanblog.com ، کانال تلگرامی به نام @fly74book و صفحه اینستاگرامی با نام کاربری @fly74.book به ثبت می‌رسانم.
در اینجا نیز داستان کوتاه، اخبار در حیطه نوشتنم، روز نوشت و ... را قرار می‌دهم.


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

قلم می تواند
دستی باشد برای نجات، وقتی غرق می شوی در خیال
مینویسم
چون معتقدم گاهی حتی یک جمله
می تواند حال آدم را خوب کند.

"علی قاضی نظام"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات